| |
| سه شنبه 13 اردیبهشت ماه سال 1384 |
| یه کار سفید |
سلام. منم به نوبهی خودم ورودم رو به جمع بلاگ اسکاییهای عزیر تبریک میگم. برای شروع یه کار سفید دارم که خیلی خیلی به نقدای شما دوستان احتیاج داره و به این همه ابتدایی بودنش تقدیمش میکنم به دوست خوبم غلامحسین انصاری امیدوارم زیاد از دستم ناراحت نشه:
می چسبد. راست میگفت - لذت کارهایی که تو با من نکردهای - آن دوست شاعرم. حتا اگر نبود هم اتفاق نمیافتادی از این شهر سالهاست شکمش را تنیدهای در چند جهت - به جلو حتا اگر نبود هم نمیافتادی از این شهر اتفاق! خدا - سلامنا علیها - مادرش را که از دست داد سیگاری شد و تو چه مسیح - علیه السلام - باشی یا یکی از آن دوازده تن زیر سیگاری کوچکی هستی بر گردهی این شهر که تصمیمیدهای اتفاق بیفتی سالها آبستن بودنش را ** اما من گرمم داغم است میسوزاندم - لذت کارهایی که تو با من نکردهای - و کبریت دیگر چیز خوبی نیست برای هیچ چیز حتا خاموشاندنم!
پیروز و سربلند باشید |
|